تبليغاتX
خبرنامه الکترونیکی بیوسا
شاخه جوانان جبهه مشارکت منطقه کرج
 

من مقصرم ...

هرچی بگید راست میگید ... بله من چند روزه که هیچ افشاگری جدیدی نکردم ... اما این تقصیر هیچکس نبوده ... نه آقای سیاسی توی سوژه سازی کم گذاشته ، نه کارشناس ، نه لایه ها ... من تنبلی کردم و کلی سوژه ی ناب رو از دست دادم... امیدوارم این گناه رو ببخشید تا برم سر اصل مطلب...

بخشیدید؟؟ آهان حالا درست شد اگرم نه به جهنم!!!

بیوسا در این روزها چگونه گذشت:

والا جونم براتون بگه که به خاطر لطف دوستان هنوز ویژه نامه آقای خاتمی تکمیل نشده ... گمونم باید با ویژه نامه ی احمدی نژاد یکیش کنیم!!! دو تا جلسه اخیر تحریریه توی تبعید برگزار شد... چرا ؟ چون بروبچه های جینگیل مستان دانش آموز اتاق همایش ها رو تصرف کرده بودن برای همین جلساتمون توی اتاق فنی برگزار شد کنار دوست باستانیمون آقای کامی! که البته خانم سردبیری اصرار داره دختر گلشه اما ما چون با فمینستها آبمون تو یه جوب نمیره زیر بار این قضیه نمیریم...عمرا...

گزارش جلسات در تبعید:

اولین جلسه پشت سر آقای خاتمی کلی حرف زدیم که امیدوارم اون دنیا نخواد تلافی کنه چون اگر بخواد بیچاره میشیم ... اساسی!

آقای فنی سابق در عوالم خود!

جلسه دوم مربوط میشد به تعیین تیتر بیوسای دوم که آقای فنی سابق (معاون فعلی آقای همه فن حریف!) روشو کرد به سمت کتابخونه و وسط جلسه رفت تو حال خودش ... اما بعد از بازگشت از دنیای بی خیالی خودش یه کار خیلی باحال انجام داد و اون پیشنهاد یه تیتر جالب بود... که حتی یه مخالف هم نداشت... چرا نداشت؟ چون بقیه برای استخراج یه تیتر از توی یه مطلب مثل (...) تو گل مونده بودن ... اما خوب... تفکر اصیل بیوسایی آقای فنی سابق به داد تیتر یک رسید...

چهره ی جدید! خانم اجتماعی ۲ (خانم فمینیست بعد از این!)

راست:خانم اجتماعی سابق / چپ : اجتماعی جدید

خانم اجتماعی ما که واقعا فعال بود تر جیح داده یکم استراحت کنه اما چشمتون روز بد نبینه یه جانشین معرفی کرده به چه ماهی... آقایون تحریریه از الآن ترس ورشون داشته که قراره چه بلایی نازل بشه.... خانم اجتماعی جدید که سومین خانم از نوع خودشه!!! در بدو ورود اعلام کرد عمرا نمیذاره مردان خبیث حق زنان مظلوم رو بخورن ... البته هیچکدوم از آقایون تحریریه به خودشون نگرفتن ولی نمیدونم چرا رنگشون با گچ دیوار ست شد!

تولد آقای کارشناس! 

آقای کارشناس و کیکش!

دیروز سالروز یک فاجعه بود... بیست و دو سال پیش در چنان روزی یه خانواده خیلی خوب دچار یه مشکل شدن و اون تولد فرزندی بود در قامت یک اعجوبه ... فرزندی که بعدها کارشناسی را در محضر استادی همچون آقای (...) آموخت و به جان یاران اکبر آقا افتاد ... (پیدا کنید پرتغال فروش رو!!!)

آقای کارشناس با ذوق و شوق هدیه رو بازکرد و ...

خلاصه دیروز آقای کارشناس با یه جعبه شیرینی وارد دفتر بیوسا شد ( درسته... حق دارید تعجب کنید...اما خوب از این اتفاقات هم میفته ... البته فقط یه بار ...)

آقای کارشناس و هدیه تولدش!

تنها کسی که به فکر افتاد به آقای کارشناس هدیه بده خانم آخر ادبیات بود که در اقدامی جالب توجه کاست جدید هنرمند محبوب ( چرا !) رو به آقای کارشناس هدیه کرد... البته باید بگم ایشون بعد از گرفتن این هدیه در پوست خود نمی گنجید....

سفر خانم بهداشت ، خانم سکوت

و خواهر کوچیکه همراه با مقداری اشک!

خانم بهداشت به سفر رفت / کیفیت پایین عکس به خاطر اینه که از روی فیلم گرفته شده...

خانم سردبیری بعد از رفتن خانم بهداشت و خواهرانش...

دیروز یه اتفاق دیگه هم افتاد و اون رفتن خانم بهداشت و خانم سکوت و خواهرش به سفر نامحدود تابستانی بود... از بس که اینا توی شاد کردن فضای بیوسا تاثیر دارن ، رفتنشون یه ضربه کاری بود بر پیکره ی بیوسا ... طوریکه وقتی رفتن خانم سردبیری یکی ، دولیتری آبغوره به دفتر هدیه کرد...(عکسشو میتونید ببینید...)بعد از این ماجرا آقایان سیاسی و لایه ها در اقدامی انسان دوستانه برای تغییر احوال خانم سردبیری در حالتی سرشار از پاچه خواری به رقص برره ای پرداختند که برای حفظ آبروی بیوسا از انتشار عکس آن معذوریم ... البته اگر لازم شد بعدها افشا خواهد شد! (دفعه آخره... حواستونو جمع کنید...)

مطالب بیات شده ، ولی جالب:

تو این چند روزی که نبودم اتفاقات جالب زیادی افتاده اما چون بیات شدن دیگه همه شونو نمیتونم بنویسم اما یکیشو که خیلی باحال بود و حیفه نگم رو براتون مینویسم.

همکاری آقای همه فن حریف و برادر آقای سیاسی :

آقای همه فن حریف و برادر آقای سیاسی دست همکاری دادند

تحصن آقای سیاسی برای ایجاد تحول در آشپزخانه:

تحصن یک نفره ی پهلوان سیاسی مفید واقع شد

در راستای ناله های این جانب از وضعیت غذایی بر و بچه های بیوسا آقای سیاسی پس از شکستن ائتلاف شیطانی در اقدامی ایثارگرانه با تحصن مقابل آشپزخانه بیوسا خواستار تحول در برنامه غذایی بیوسا شد که این تلاش کارگر افتاد و ما در هفته گذشته بجز املت و سوسیس موفق شدیم سمبوسه رو هم زیارت کنیم که جاداره از خانم سردبیری و معاونشون و البته آقای سیاسی کمال تشکر رو داشته باشم...

خانم سردبیری - آقای گوناگون(معاون سردبیر) - آقای سیاسی

عکسهای بسیار ویژه :

عکس اول مربوط میشه به دقایق اولیه شکستن ائتلاف شیطانی توسط آقای سیاسی که با تهدید کارشناس از پنجره آویزون شده ... این عکس استثنایی توسط ماهواره های بیوسا در فضا تهیه شده ...

آقای سیاسی در درگاه پنجره ... پس از شکستن ائتلاف

عکس ویژه دوم امروز هم اختصاص داره به شکم آقای کارشناس ؛ بدون شرح!

شکم آقای کارشناس قابلیت داره که چهره ی هفته بشه ... موافقید؟

سعی میکنم دیگه اینقدر تاخیر نداشته باشم اما اگه شد تقصیر آقای پرنده س ... حالا این آقای پرنده کیه بماند ... فقط همینو بهتون بگم که اگر ایشون یه اکانت برامون میخرید مشکلاتمون حل میشد ...

تا بعد ...

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 13:41  توسط عضو شاخه جوانان | 
 

در راستای اینکه اینجانب (ستون پنجم بیوسا) در جهت انجام رسالتم که همانا افشای چهره های نفوذی عناصر بیگانه در بدنه بیوسا است حاضر به پرداخت هرگونه هزینه ای - اعم از جانی و مالی- هستم از همین جا اعلام میکنم تمامی جوسازی های آقای کارشناس صرفا جهت تخریب یکی از عناصر خدمتگزار مقام شامخ بیوسایی است و ستون پنجم تا پای جان بر آرمانهای خویش خواهد ایستاد و تهدیدهای عنصر معلوم الحالی چون کارشناس هیچ تاثیری بر روندی که آغاز شده نخواهد داشت.برای اثبات این مدعا میتوانید به خطوط پایین توجه کنید!

توطئه ائتلاف شیطانی در بیرون شهر:

آقایان کارشناس و سیاسی صرفا برای تخریب ستون پنجم با کنار گذاشتن اختلافات کهنه علیه بنده ناچیز ائتلاف کرده و برای توطئه علیه این تریبون حتی از فرصت روز تعطیل ( جمعه ) هم نگذشته و در بیرون شهر جلسه توطئه تشکیل داده اند. کلاغ خبرچین تصاویری از این اقدام مذبوحانه تهیه کرده که میتونید ببینید:

جلسه روز جمعه ائتلاف سیاسی- کارشناس (ائتلاف شیطانی)

میبنید چه دل و قلوه ای به هم قرض میدن؟

بازگشت آقای اقتصادی :

آقای اقتصادی از فرنگ برگشته!!!

آغاز این هفته مصادف بود با یک اتفاق جالب...آقای اقتصادی که جدیدا به مارکوپولو مشهور شده از سفر ۱۲ روزه به بلاد فرنگ برگشته...خوشحال و شاد و خندون اومده میگه من بیوسا میخوام! نمیدونه ما اونقدر که از انتشار بیوسا ذوق زده شدیم همشو فروختیم رفت...طوری که به خودمون نرسیده! مردم چه انتظاراتی دارن ها!

بیوسا در هفته ای که گذشت:

جلسه هفته گذشته تحریریه با درفشانی های آقای لایه ها آغاز شد و با فریادهای خانم سردبیری ادامه یافت و با ضمانت اجرایی آقای لایه ها (مرسی...حضور سبز!) به پایان رسید.

آقای لایه ها در حال تشریح وظایف اعضای تحریریه و دادن ضمانت اجرایی ( این آخرین حضور وی در دفتر بیوساست!)

حاشیه جلسه:

همه حق داشتن و مطالبشونو رسونده بودن فقط آخرش معلوم نشد اگه مطلب هست چرا شماره ۲ بیوسا رفته قاطی باقالیا؟! آقای لایه ها از نبود برنامه شکایت میکرد غافل از اینکه این اولین شماره ایه که قرار بوده با برنامه نوشته شده ای که خودش نوشته در بیاد...حالا چرا نیومده به همون پرتغال فروش مشهور مربوطه!!! برید پیداش کنید از خودش بپرسید،چه ربطی به آقای لایه ها داره؟!

جلسه روز چهارشنبه : آقای لایه ها نطق میکنند ، آقای فنی و جانشینش گوش میکنند و خانم سردبیری حرص میخورد!

گفتم که آخر جلسه آقای لایه ها ضمانت داد مطالبو تا شنبه برسونه اما امروز که استحضار دارید دوشنبه است نه از مطلب خبری هست نه از آقای لایه ها!!!! ( البته من میدونم چرا نیومده اما تا وقتی شما ندونید میشه سربه سرش گذاشت!)

تحول در آشپزخانه:

در تحولی شگرف غذای مخصوص سرآشپز بیوسا از املت به سوسیس و تخم مرغ تغییر کاربری داد!

تحول از نوع بیوسا ؛ سوسیس جای املت رو گرفت!!!

ظهور یک ادبیاتی!

خانم آخر ادبیات هم بعد از اینکه چهره هفته شد از غیبت کبری اومده بیرون! همین ۱۵ دقیقه پیش اومد...اما بدجوری تو ذوقش خورد ... چرا؟ چون هنوز نرسیده سه تا آدم وارفته رو دید که داشتن های های گریه میکردن...(ببخشید که این ماجرا رو وارد طنز کردم!) خلاصه الآن که دارم این پست رو مینویسم خانم آخر ادبیات ، خانم بهداشت و خانم سکوت توی اون اتاق دارن... نمیدونم بذارید برم ببینم... آهان ! دارن در و دیوار رو نگاه میکنن! (خوب اینم کاریه دیگه،البته نمیدونم به شماره ۲ بیوسا چه ربطی داره...بگذریم)

به استقبال یک جلسه پر بار!

امروز ساعت پنج بعدازظهر قراره تحریریه یه جلسه داشته باشیم ، اما اینجور که بوش میاد دستهایی از آستین استکبار به در آمده تا این جلسه رو به سرنوشت دو سه جلسه قبلی ( به استثناء جلسه هفته قبل که با اصرار اینجانب! برگزار شد) دچار کنه،اما من نخواهم گذاشت!

آگهی!

آقای سیاسی عزیز!

لطفا فیلم دیدار با دکتر معین رو زودتر بیار که ما روی کاغذ پیاده کنیم،صفحه دوم نشریه فشله!

با احترام ، ستون پنجم

عکسهای ویژه بیوسا ؛ آقای لایه ها !

آقای لایه ها در جریان سفر یکروزه به پایتخت با لایه های پایین اجتماع ابراز همدردی کرد

عکس درخواستی :

در راستای درخواست آقای اووچ برای قرار گرفتن عکسش در وبلاگ بیوسا این عکس جهت تنویر افکار عمومی الصاق میگردد!!!!

آقای اووچ ، مردی برای تمام فصول ( تماما فضول)

عکس خیلی ویژه: تیم فنی!

اینایی که میبینید اعضای تیم فنی هستند : آقای فنی و جانشین آقای فنی!

آقای فنی و جانشینش

عکس خیلی خیلی ویژه : آقای آش خور!

ما یه دوستی داریم به اسم آقای آش خور! همونطور که از اسمش پیداست داره خدمت مقدس آش خوری رو میگذرونه...در همین راستا دم به دقیقه به هر بهانه ای سر از بیوسا در میاره ( چه فرمانده باحالی دارن!) - (به دلیل مسائل امنیتی آقای آش خور چشم نداره!)

آقای آش خور در مرخصی!!!

فردا چه خواهد شد؟ :::

امروز جلسه جالبی خواهیم داشت،منم سعی میکنم هیچ چیزشو از قلم نندازم،بخصوص جیغ و دادهای احتمالی خانم سردبیری بر سر آقای سیاسی!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 12:15  توسط عضو شاخه جوانان | 

 

در پاسخ به جوسازهای اخیر آقایان لایه ها و کارشناس تصاویر زیر جهت تنویر افکار عمومی

منتشر میگردد:

تصاویر ویژه ستون پنجم :

آقای کارشناس ؛ یک پیرمرد زحمتکش !!!

رفیق لایه ها ؛ در زمان مبارزات علیه امپریالیسم !!!!

چهره هفته : خانم آخر ادبیات

دلیل این انتخاب تلاش روزافزون خانم آخر ادبیات در دودره کردن جلسات تحریریه بوده و هیچ قصد و غرض دیگه ای در کار نیست ... (ای بابا ! بی جنبه ها نوبت شما هم میرسه!!!)

خانم آخر ادبیات چای میل میکند ... ( آثار خانم بهداشت رو میبینید که....)

خانم آخر ادبیات در حال نوشتن ... البته اگر شما نوشته هاشو دیدید ما هم دیدیم!!!!

در ضمن خانم آخر ادبیات در آخرین حضورش از درد دندون ناله میکرد ...

خدا شفا بده ...

بازگشت یک فراری :

یه نفر توی این تحریریه خیلی باحاله که من بهش میگم آقای مسافر! چرا؟ چون یه جلسه شرکت میکنه سه تا جلسه میره مسافرت!

شمال ، جنوب ، شرق ، غرب.... خلاصه هر جا فاز بده... هفته قبل دو سه بار توی دفتر رویت شد و منم بی معطلی تصویرشو ثبت کردم به چه ماهی!!!!

آقای مسافر ؛ بیوسایی تحت تعقیب !!!

یادم بندازید راجع به هنرنمایی های آقای لایه ها توی آخرین جلسه تحریریه بنویسم ...

فعلا ... عزت زیاد!

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 18:36  توسط عضو شاخه جوانان | 

 

آرام و محجوب بود ، همان که تصور میکردیم، خونگرم و مهمان نواز...

آره درست حدس زدید...دکتر معین رو میگم...دیروز حدود ساعت چهارو ربع بعدازظهر دیدار ما با دکتر معین انجام شد... یه ملاقات خیلی خوب و بیادماندنی ...

آقای سیاسی مقهور سخنان دکتر معین

از هر دری گفت ... از سفرهایی که به شهرستانها داشت و شور و حال مردم گفت ... از روزهای گرم تابستان ۷۸ گفت... از خاتمی گفت که همواره احساس خطر میکرد برای ما ... برای ایران ... از اخلاق سید خندان گفت که تحمل ناراحتی هیچکس را ندارد حتی برای یک لحظه ....

دکتر معین در طول دیدار بارها لبخند را مهمان لبهای اکیپ بیوسا کرد

اگرچه امروز برای ما روز خوبی نبود اما روز ۱۱ مرداد ۸۴ در خاطر همه ما خواهد ماند ... یاد دیدار با مردی که همچون یار دیرینش خاتمی آبرو را در طبق اخلاص گذاشت و قدم در راهی بی بازگشت.....

دکتر معین و اکیپ اعزامی بیوسا ، خانم سردبیری این عکسو گرفته

بیوسا در هفته ای که گذشت :

راستش این بچه های فعالمون دیگه شورش رو درآوردن ... از بس که مطلب میارن!!! ما واقعا نمیدونیم کدومو چاپ کنیم... گمونم مجبور بشیم قرعه کشی کنیم!!!! با این وضعیت خوب فکر کنم شماره ویژه مون سال دیگه در بیاد....

تو راه برگشت از دیدار با دکتر معین آقای دانش آموزی داشت از مترو جا میموند اما ....

آقای همه فن حریف دستشو گذاشت لای در مترو که بسته نشه ولی در مترو از رو نرفت و بسته شد ... رنگ آقای همه فن حریف داشت سیاه میشد که مامور حراست دیدش و به لوکوموتیو ران ندا داد که درو باز کنه ... بعد از سوار شدن هم همگی مجبور شدیم کف مترو بنشینیم ... عکسهایی که از این صحنه اسف بار گرفتیم خیلی زیادن اما فقط یکیشونو که از همه جالب تره ببینید ... باقیش طلبتون!!!!

تصویر ویژه بیوسا : آقای لایه ها !

آقای لایه ها کف مترو خواب جامعه بی طبقه توحیدی رو میبینه!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 12:26  توسط عضو شاخه جوانان | 

 

 

دیروز اصولا باید جلسه تحریریه برای بررسی مطالب ویژه نامه آقای خاتمی تشکیل میشد اما به خاطر لطف دوستان که مطالب رو به موقع رسوندن(...) از دو ساعت بحث بیهوده! که فقط وقت نازنین بچه ها رو میگیره خلاص شدیم....

خانم سردبیری: چرا مطالبو نرسوندی؟ / آقای سیاسی: تورو خدا یه روز دیگه مهلت بده

دیروز بحث مهمی که بین دوستان حاضر در دفتر وجود داشت ، ماجرای دیدار با دکتر معین بود که بالاخره قرار شد سه شنبه انجام بشه... گزارش این دیدار قراره توی شماره ۲ چاپ بشه... اون مصاحبه ای هم که توی پست قبلی گفته بودم هماهنگ شده و انشا الله همین روزا انجام میشه ....

آقای لایه ها در تفکر راههای ساماندهی لایه های زیرین اجتماع

بیوسا در هفته ای که گذشت:

روز پنجشنبه هفته گذشته یه گروه شدیم و به سومین نمایشگاه گریم تخصصی رفتیم که برای سومین سال متوالی در موسسه هنری هفت هنر کرج برگزار شده بود...راستش خانم آخر ادبیات یکی از بازیگرایی بود که یه گریم خیلی با نمک روی صورتش انجام شده بود و ما رفته بودیم که چهره جدیدشو ببینیم!!! یه عکسم ازش گرفتیم اما برای رعایت مسائل زیبایی شناسی از گذاشتنش توی وبلاگ معذوریم!!!!

آقای سیاسی به رمالی و فالگیری متوسل شد

نکته جالب این بود که آقای سیاسی وقتی به نمایشگاه رسیدیم با دیدن بازیگری که نقش یه فالگیرو بازی میکرد دچار جو گرفتگی حاد شد و برای اطلاع از اتفاقات عیرقابل پیش بینی آینده سیاسی کشور به فالگیری و کف بینی روی آورد...منم بدون معطلی برای به تصویر کشیدن این حرکت ناشایست دست به دوربین شده و در جهت افشای این عنصر نامطلوب اقدام کردم....

غذای مخصوص سرآشپز!!! روزهای پادشاهی...

آقای کارشناس بعد از استاد کردن املت - عمق فاجعه رو خودتون حدس بزنید

یکی دیگه از مسایلی که ما کاملا با پوست و گوشتمون باهاش درگیریم مشکل سو ء تغذیه ی حاده!!!روزای پادشاهیمون توی آشپزخونه املت داریم با لیموناد!!!! که البته آقای کارشناس اگه باشه عملا چیزی به بقیه نمیرسه ... (با این افشاگری وارد بازی با مرگ شدم اما همونطور که میدونید من در انجام رسالتی که برعهده ام گذاشته شده کوتاهی نخواهم کرد!!!)

پست بعدی احتمالا راجع به مصاحبه با اون کارگردان موفق و دیدار با دکتر معین خواهد بود...

منتظر باشید

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 9:34  توسط عضو شاخه جوانان | 
 

بالاخره و بعد از روزهای متمادی اولین شماره بیوسا منتشر شد ...

خدا رو شکر ... نتیجه هم تا به حال خوب بوده و فروش بی نظیری داشتیم ... استقبال به حدی بود

که بچه های تحریریه خودشون سرشون بی کلاه مونده و داریم به جایی میرسیم که براشون

سفارشی چاپ کنیم!!!

تصویر صفحه اول شماره اول بیوسا

جلسه تحریریه برای شماره دوم هم دوشنبه برگزار شد. بعد از درفشانی های آقای سیاسی و

آقای لایه ها! و دفاع جانانه جانشین آقای فنی! تصمیم بر این شد که شماره دوم بیوسا

- گوش شیطون کر - به آقای خاتمی اختصاص پیدا کنه ...

همه موظف شدن مطالبو تا یکشنبه هفته آینده و متن مصاحبه هارو تا چهارشنبه به تیم فنی برسونن

تا فاجعه ناخیر شماره اول تکرار نشه ...

آقای همه فن حریف که خودم باشم قراره یه مصاحبه انتقادی - پیشنهادی با یک کارگردان

موفق داشته باشه راجع به سینما در دوران اصلاحات ...

وقتی مصاحبه انجام شد ... میگم کیه ... فعلا صبر کنید تا بعد ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 14:36  توسط عضو شاخه جوانان |